فلاسک

- اون فلاکسو بده من

: چیو؟

- فلاکسو!

:فلاکس چیه؟

- پس چی؟

: فلاسک!

- حالا چه فرقی میکنه؟

: فلاکس با فلاسک فرق نمیکنه؟

- بابا خب همون که تو میگی ... بده من دیگه. عالم و آدم میدونن فلاکس چیه.

: تو خودت اصلا میدونی فلاسک چیه؟

- نه خیر، شما بفرمایید.

: آهان ... فلاسک یه وسیله ایه که وقتی آب گرم توش بریزی، گرم نگه میداره، وقتی آب سرد بریزی، سرد نگه میداره.

- عجب ... اونوقت این فلاکس از کجا میفهمه آبش سرده یا گرمه؟

: خب تو وقتی آب میخوری نمیفهمی سرده یا گرمه؟

- بابا من عقل دارم.

: اینقدر که تو عقل داری، فلاسک هم داره.

/ 14 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گاندلف

سلام به دوست سخت کوش ما خوبی که ؟

الهه

خب من همينجوری که داشتم کامنت می نوشتم به اين فکر ميکردم که آيا من در حال رفتن دنبال کارم هستم يا نه؟۱بعد ديدم نه...حالا حرف ديگه ای داری؟؟خوبی؟

زهره

اين فلاسک و فلاکس هم مثل مچاله است که خيلی ها ميگن چماله ولی منظورتون رو از اين جمله آخر نگرفتم

سيميا

سلام. من شروع شده ام.آغازی برای خودم. دنبال شمع ميگردم چون در اين جنگل چراغ نيست. شمعي،فندکی ، چيزی سراغ داری؟

مهزاد

ميگم اين عقل که ميگی چيه؟؟؟؟

ميترا

سلام خيلی وبلاگت جالب بود ولی آخرش چی شد فلاسک يا فلاکس؟مام قاطی کرديم یه چیزه دیگه منظور از جمله آخر چی بود؟؟؟؟؟؟ به منم سر بزن خوشحال ميشم بابای

غزل

سلام. کم پيدا شديد يا به من سر نمی زنيد بازم از اون ديالوگا

فرزاد

محض اطلاع دوستان، مراد از جمله آخر يکسان شمردن ضريب هوشی مخاطب با فلاسک مربوطه س.

ora

ای کاش ضريب هوشی من هم مثل فلاکس!!! بود.

غزل

بالاخره نمی خوای دست برداری از اين فلاسک فلاکس چه می دونم هر چی که هست