مدرک

یکی از شعبات بانک صادرات تبریز<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

من :

کارمند –

خانم علیزاده +

 

: خسته نباشید قربان

- ...

: ببخشید

- ...

: ( با انگشت میزنم به شیشه) آقا ...

- هممم

: ببخشید خانم علیزاده کجا هستن؟!

- ...

: آقا ... با خانم علیزاده کار دارم ...

- (با سرش سمت راستش را نشان میدهد)

: ممنون

 

: سلام خانم علیزاده

+ سلام آقای مهندس

: مزاحم شدم ...

+ نه خواهش میکنم

: دکتر تماس گرفتن باهاتون؟

+ بله. بفرمایین، خدمت شما.

: ممنون (روی میز شروع میکنم به تا زدن مدرک)

+ (جیغ بنفش) نــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه

: چیه ؟!

+ تا نکنینش ... خراب میشه.

: خیله خب ... چرا جیغ میزنی؟

+ تورو خدا خیلی مواظبش باشین ... اصلا شما برین من خودم میارمش!

: نه بابا ... مواظبم. نگران نباشین شما!!

+ تاش نزنین یه موقع ها ... مواظب باشین کثیف نشه!

: چشم !!

+ گم نشه یه وقت؟!

: ای بابا ...

+ خیلی مواظب باشین. خب؟

:چشم. امری باشه؟

+ خواهش میکنم. من خیلی نگرانم ها ...

:  ... (راه میفتم)

+ تو کیف نزارین ها ... له میشه.

: خدافظ ...

 

ظهر همانروز. جلوی ساختمان مرکزی مخابرات تبریز

من :

خلیل، کارپرداز شرکت –

 

- گرفتی؟

: آره بابا ... پدرمو درآورد.

- چرا؟

: همش میگفت مواظب باش خراب نشه.

- واه واه ... حالا انگار چیه ... بدش من.

: بیا. مواظبش باشی ها ... خراب بشه علیزاده بابامو در میاره ...

- ولش کن بابا ... نمیای بالا؟

: نه. برم ... کار دارم. تو فعلا اینو برابر اصلش کن، عصر اگه دکتر اومد منم میام.

- باشه. خبر میدم بهت. خدافظ

: خدافظ

 

عصر، کارگاه ساختمانی مخابرات

من :

خلیل –

دکتر +

 

: خلیل اون مدرک علیزاده رو بده

(دکتر غش غش میخندد)

: چیه؟! مدرک علیزاده رو میخوام!

- ها؟!

: مدرک خانوم علیزاده که صبح بهت دادم ... برابر اصلش کردی؟

(دکتر ریسه میرود)

- نه!

: چرا؟

- اینجاس.

: بده خودم صبح میبرم. خودم دادگستری کار دارم.

- نه ... من خودم میبرم.

: نکنه خرابش کردی؟!

- نه ... چیزیش نشده.

: کجاس؟ بده بینم.

(دکتر دل پیچه گرفته!)

- بزار صبح خودم میبرم دادگستری، بعد از اونجا نزدیکه خودم میبرم بانک بهش میدم

: دادگستری تا بانک یه نصف روز راهه، چرا چرند میگی؟ بده بینم چیکارش کردی؟

- بیا !!!

: این چرا این ریختی شده؟

- افتاد زمین.

: کجا؟

- افتاد توی شوت بتن!

: ای داد بیداد. حالا من چی بهش بگم؟ نصفش کو؟

- گم شد. آخه تا زده بودمش، بعد که خیس شد از جای تا خوردگی پاره شد. نصف دیگه ش موند توی بتن!

: ای بی عرضه ... حالا چیکار کنم؟

+ (دکتر که دکترای عمران دارد و بنا به تخصصش صحبت ميکند، عینکش را جا به جا میکند و بعد از چند سرفه) اهم ... بتن فقط با اسید بتن که یه ماده مخصوص برای سوراخ کردن سازه های ... (خنده امانش نمیدهد)

: برو بابا ...

- من خودم حلش میکنم.

: میخوام نکنی.

 

حالا حدس بزنین مدرک چی بود ... مدرک فوق لیسانس خانم علیزاده!

 

 

/ 23 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
غزل

می تونيم يه دلفين قوی باشيم، نه؟

غزل

بيچاره خانم عليزاده! اگر من بودم که ....

ترنم

سلام. يه دوستی داشتم که اون وقتها که تازه دیپلم گرفته بوديم با هم می رفتيم کتابخوونه درس می خونديم. موقعی که زمان گرفتن فرم انتخاب رشته بود برای اينکه وقتش با رفت و برگشت تلف نشه ازش مامانش خواسته بود فرم رو براش بگیره و خودش مونده بود که درس بخوونه. بعد مامانه که فرم رو گرفته بود سر راه هوس خریدن سبزی و خربزه می کنه و وقتی با زنبیل می رسه خوونه دختر بخت برگشته فرمش رو از زیر خربزه می کشه بیرون( یادت که هست چقدر راه براه توی دفترچه نوشته بود: از تا کردن و کثيف کردن دفترچه جدا بپرهيزيد.......) ولی کلی خنديدم که اون خانم يا اقاهه که براتون کامنت گذاشته بود در مورد دايي خوش خنده تون اونجوری نظر داده بود......

mosafer

سلام ... من شما رو لينک کردم ... آپم ...خوشحال ميشم پيشم بيای ...يا علی

مژگان

پس برم بفکر حلوا وقهوه باشم !

بَر باد

فرزاد جووون.... بابا من گفته بودم.... تو نخونده بودی!

tina

آخه چی بگم؟.....

رزا

وای!بنده خدا!طفلک تو!

ora

بيچاره خانم عليزاده!!! سلام من آپ کردم اما باور کن نميتوانم ونميشود هر روز اپ کنم. اما مرسی چون به من اميد ميدهی

asal

واقعا؟!!!! حالا ميخواد چی کار کنه؟ جوابشو چی دادی؟ آخه اين مدارک المثنی هم نداره... البته تقصير خود خانم عليزاده است که همچين مدرک و کاری رو می سپره دست ديگرون بعدش هم خنده نداشت که آقای دکتر هر هر ميخنديد امانت بوده اون مدرک