قضی فکان

و اما بعد از وقفه يک ساله ای که در کار وبلاگ نويسی ام بوجود آمده بود، دوباره با اين وبلاگ می خواهم خودم را خالی کنم که وبلاگ به درد اين ميخورد که حرفهايی را که کسی حاضر نيست گوش کند آن تو بنويسی و احدی هم زبان اعتراض نداشته باشد. ماها هم که پريم از حرفهايی که صدتايش يک شنونده ندارد. اگر دهن باز کنيم ... اگر شرح فراق از زبان اين کيبورد مادر مرده آغاز کنيم، ميترسم مانيتورم ديوانه شود.

ترسم کشم ز سوز فراق آه و از شرر       آتش به دشت و باغ و گل و بوستان کنم

 

فعلا تا بعد.

ضمنا: هر شعری که اسم شاعرش رو نياورده باشم مال خودمه.

/ 1 نظر / 6 بازدید
shila

تبريک می گم خيلی قشنگه...ايشاله قشنگترم می شه....ای ولللللللل