نمايشنامه در شش پرده

پرده اول:

ساعت 9 صبح

تماس تلفنی از دفتر با یک بدهکار:

من           -

بدهکار      :

 

- سلام

: سلام به به احوال شما

- قربان شما، شما خوبی؟

: فدای تو بشم چه خبر؟

- سلامتی. آقا امروز دوازدهمه ها !!

: خب؟

- ده !!! خب نداره مرد حسابی من واسه امروز چک دادم دست مردم، پس کی میخوای حساب مارو بدی؟

: آهاااان ... اونو میگی، جون تو اصلا یادم نبود

- عجب ...

: والا حقیقتش مهندس جان تو که وضع منو میدونی، الان شرایطم اصلا اجازه نمیده بخوام جورش کنم. از یه طرف بابام هم که عمرشو ...

- ای بابا خب اینو همون موقع میگفتی من چکشو نمیدادم عوض تو.

: چی بگم خب اون موقع گفتم میرسونم دیگه! الان منتها دیگه یه جوری شدش که ... شرمنده دیگه!

- بابا مردم چه راه هایی بلدن واسه پول در آوردن! اینو دیگه بهش میگن کلاه برداری !

: ای بابا مهندس جان کلاه برداری کدومه؟ شما که وضعت هزار ماشالله خوبه! چکت رو هم که حتما خودت پاس کردی. منم که در نمیرم. هر موقع داشتم بهت میدم دیگه ...

- آره ؟!!

: آره دیگه! فقط این بابای من که الان ... ماشینم شنیدی چپ شد؟ ... آره وامو چیزش ... مهندس داری یه چیزی دستی بهم بدی؟ یه جا تسویه میکنم جون تو ...

- برو !

: ها ؟

- برو میگم !

: باشه پس زنگ میزنم بهت ...

- برو رو تو کم کن !!

: بابام آخه ...

-----------------------------------------------------

پرده دوم:

ساعت 12 سر کلاس

من          -

استاد       :

 

: اینا رو هم اگه خودتون بقیه شو حساب کنین متوجه میشین که هر دو با هم برابرن، در نتیجه من راس میگم. کسی سوال داره؟

- سوال که نه استاد ولی من کلا متوجه نشدم. این پایین رو میشه یه بار هم بگین؟

: کدومو ؟

- این !

: کجا ؟

- اینجا !

: کدوم ؟

- اهه ! ایییین !!

: ها اون !! آهان. دقت کن توضیح بدم. این ... آهان ... گوش کن ... این قسمت یه جوریه که در واقع برمیگرده به اون ... چی میگن اسمش ... یک سری مسائلی که به نحوی اینا چیزن. متوجه هستین؟

- بله

: بستگی داره به اون چیز خودتون که چقدر بخواین روش به قول معروف ... بخواین کار کنین. اگر هم مایل باشین من میتونم یک سری ... در واقع به نوعی با همکاری بچه ها ... چون میدونین، من کم نمیذارم واسه دانشجو ...

- بله استاد میدونیم.

: متوجه شدین؟

- بله

: بازم اگه مشکلی بود بیاین پیش خودم. من تو اطاق اساتیدم.

- ممنون استاد !!

-----------------------------------------------------

پرده سوم:

ساعت 15 دفتر حاج آقا

من         -

حاج آقا    :

 

- حاج آقا این یکی که دیگه مشکلی نداشت. جاهایی که گفتین رو هم حذف کردیم

: عزیز من اصلا کل قضیه مشکل داره، بحث اینجا و اونجا نیست!

- کجاش مشکل داره آخه حاج آقا؟ ما به نوعی داریم فرهنگ اسلامی رو توسعه میدیم

: این حرفو نزنین آغاجان، فرهنگ اسلامی کجا از این جلفی گری ها توش داشته؟

- حاج آقا شما دیگه نگین حداقل. شماکه آدم روشنفکری هستین

: نخیر بنده روشنفکر نیستم، هر موقع تو کارهاتون موازین شرعی رو رعایت کردین بنده در خدمتم

- خدمت از بنده س حاج آقا موازین الان تو این کار چشون شده؟

: صدای این خانم الان اینجا قابل تائید نیست. عوض کنین از دوبلور آقا استفاده کنین. ما هم تائید کنیم.

- حاج آقا هزار و هشتصد صفحه متنه، صدای آقا خسته میکنه! نمیشه تحمل کرد.

: به هر حال گفتم، صدای خانم نمیشه.

- حاج آقا ما هشت ماه ضبط داشتیم، چه جوری دوباره عوض کنیم؟

: مشکل خودتونه، باید هماهنگ میکردین. بفرمایین.

-----------------------------------------------------

پرده چهارم

ساعت 18 تماس تلفنی با جناب سرگرد

من                  -

جناب سرگرد     :

 

- سلام جناب سرگرد

: سلام جانم

- عذر میخوام مصدع اوقات شدم، جناب سرگرد از این کار ما چه خبر؟

: اجازه بدید من تماس میگیرم

- خواهش میکنم

سی ثانیه بعد

: ببخشید اون خط من کنترل میشه.

- خواهش میکنم

: عرض شود که من هماهنگ کردم، گفتن امکان پذیره

- بسیار عالی. در مورد هدیه ش چطور؟

: خواهش میکنم مهندس قابل شما رو نداره، پنج ملیون گفتن به من !!!

- پنج ؟؟؟؟

: ملیون !

- آهان، بسیار خب.

: بعله حالا شما میخوای فکراتو بکن به من خبر بده

- چشم جناب سرگرد. زحمت شد براتون، ایشالا از خجالتتون در میام.

: خواهش میکنم، خدانگهدار

- خداحافظ شما

-----------------------------------------------------

پرده پنجم

ساعت 21 خانه

من          -

مامان       :

 

: خسته نباشی پسر گلم

- ممنون شما هم خسته نباشین

: شام که نخوردی پسرم؟

- نه

: دست و روتو بشور شامتو بکشم. الهی قربونت برم

- خدا نکنه مامان

: راستی عروسی دعوتیم پس فردا.

- جدی؟ عروسی کی؟

: علی پسر مهناز خانوم

- پس اونم ازدواج کرد

: آره. امروز بهم گفت. خبر تورو هم گرفت

- چی گفتین؟

: گفتم آره اونم همین روزاس که ازدواج کنه.

- دهه !!!

: چیه؟

- من کی قراره ازدواج کنم؟

: نکنه میخوای تا آخر عمرت مجرد بمونی؟

- آخر عمر کدومه مگه من چند سالمه مامان؟

: ذلیل بشی الهی که هر وقت حرف از زن گرفتن میزنم اینجوری منو عذابم میدی

- ای بابا خب من نمیخوام!

: بیخود نمیخوای ... میخوای من دق کنم بمیرم و عروسمو نبینم؟

- عجب گیری افتادیم امشب ... شاممون چی شد؟

: درد بخوری

- من بالاخره از دست شما خودمو میکشم

: به امید خدا

- دهه !!!

: کوفت

-----------------------------------------------------

پرده ششم

ساعت 24 اینترنت، چت

من     -

اون     :

- hi

: hi

- asl?

: u avval

- 23/m/tabriz

- u?

: 21/f/tabriz

- daneshjui?

: yes

-chi? koja?

: IT , azad tabriz

- azad tabriz ke IT nadare !

: chiz

: sarasari

- ahan "oonam nadare"

- esmet chie?

: nona

- nona esme khodete ?

: are

- ajab !

: chie ? fekr mikoni durugh migam ?

- naaaa naaaa

: chikarei?

- sherkat daram

: karetun chie ?

- tolide narmafzar.

: karetun khube?

- ey bad nist.

: web midi ?!

- sabr kon

: ok

- didi?

- alo?

BUZZ !!!

- rafti?

- nona ?

- nona khanum ?

BUZZ !!!

: bale

- chi shod?

: kheyli bi rikhti

- lotf dari

: bay

- bay na, bye

: boro baba

: has signed out

/ 5 نظر / 10 بازدید
ghazaleh

چقدر اون قسمت بدهكار و قسمت خونه و مامانت شبيه اين سريالاي تلويزيون بود! اصلا انگار ديالوگ اونا رو نوشته بودي! اتفاقا ما هم يه استاد داريم كه دقيقا مثل استاد شماست! درسش رو نميفهميم كه هيچ! وقتي هم خاطره تعريف ميكنه باز نميفهميم! چون توي همه جملاتش به جاي كلمات كليدي ميگه چيز! مثلا ميگه دانشكده شما خيلي چيزه!!!!!!! ما هم همين جوري ميمونيم كه يعني خوبه يا بده؟! به جاي صداي خانوم هم بهتره كه نه تنها از صداي خش دار يه مرد استفاده كني ؛ بلكه عكس يه قصاب سبيل از بنا گوش در رفته هم بذاري اون گوشه تا مردم صفا كنن! خب تو هم ميخواستي يه كم دروغ تحويل اين دختره بدي! با هر كس بايد مثل خودش رفتار كرد!

Behzad

فرزاد خداييش خيلی با حال بود مخصوصا اون قسمت خئدت و حاجی. خيلی حال کردم. ولی سعی کن يه بار هم اپيزودهای مرتبط به هم کار کنی خيلی بهتر ميشه به نظر من. نظر منو نپرسيدی!!؟ آهان ببخشيد !

موشموشک

سلام بابا عجب آدم هايی پيذا ميشن اون قسمت بدهکار رو ميگم..اساتيد ما هم همين جورين زياد مهم نيست....در خورد استفاده از صدا زن هم نگو که خودم هم دلم خونه........راستی ممنون بم سر زدی

ghazaleh

پاشو بيا آپديت كن ديگه! خودت باعث ميشي آدم غر بزنه!

na30m

سلام.ممنون که به حلوتگاه تنهایی رقص باد آمدی نوشته ات جالب و خواندنی بود بازم تشریف بیاورید سبز باشی