تکريم کودک

صبح تو پارک شاهگلی.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

بلندگوی مدیریت پارک:

 

دینگ دینگ دینگ : آقای ابراهیم نوری، نور چشمتون سامان که گم شده الان در دفتر مدیریت پارک تحت مراقبت و منتظر مراجعه شماس. لطفا هرچه سریعتر جهت تحویل گرفتن سامان عزیز به مدیریت پارک مراجعه فرمایید. آقای ابراهیم نوری ... [صدای ونگ ونگ بچه]

 

2 دقیقه بعد.

 

دینگ دینگ دینگ: آقای ابراهیم نوری، فرزندتون سامان توسط مسئولین پارک پیدا شده و در دفتر پارک منتظر شماست که جهت تحویل گرفتنش مراجعه کنید. [صدای بچه: بابااااا]

 

2 دقیقه بعد.

 

دینگ دینگ دینگ: آقای نوری. بچه تون پیدا شده تشریف بیارین از دفتر پارک بگیرینش. آقای ابراهیم نوری. بیاین بچه تونو بگیرین. [بچه: ول کن مرتیکه ... ]

 

2 دقیقه بعد.

 

دینگ دینگ دینگ: آقا ابراهیم. بیا بچه تو بگیر داره گریه میکنه آقا ... [صدای برخورد بچه با میز و صندلی]

 

2 دقیقه بعد.

 

دینگ دینگ دینگ: آقا ابراهیم بیا بچه تو بگیر پدر مارو در آورد. دفترو به هم ریخت جان مادرت زودتر ... [صدا خفه میشود ... صدای نفس نفس ... صدای سیلی ... صدای فریاد: آخ آخ آخ ... صدای جیغ زدن بچه ... ] آقا زودتر بیا بچه رو ببر.

 

2 دقیقه بعد.

 

دینگ دینگ دینگ: آقای ابراهیم نوری، نور چشمتون سامان تحویل واحد نیروی انتظامی مستقر در پارک شده، لطفا برای تحویل گرفتن بچه به پست نیروی انتظامی واقع در ضلع جنوبی دریاچه مراجعه کنید. آقای ابراهیم نوری ...

/ 20 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شتابناک

از توضیحاتت ممنون خیلی جالب بود .. اینا رو نمی دونستم اما توی فیلم یه توضیحی در مورد همونی که من نوشتم داده میشه .. تجهیزات کامل .. حتی تو فرهنگ ها هم همینطوره .. اما توضیح تو خیلی نزدیدک تره ...ممنون

ghazaleh

خب اگه بچه هه بلا و مصيبت نبود که باباش اين جوری ولش نميکرد! ولی چه جالب ميشه ها! يه نفر يه بچه شيطون داشته باشه و بچه هه گم بشه .... باباهه واسه اين که چند ساعتی از دستش خلاصی داشته باشه و يه نفس راحت بکشه نمي ره دنبالش!

ترنم

من هم اومده بودم بنويسم که ديدم اونی رو که می خوام بگم غزاله جون زحمتش رو کشيده.. ولی با اين حساب بايد يه ساعت ديگه تو پارک می موندی چون نيرويه انتظاميه مستقر در پارک اعلام می کرد بچه رو می سپره به کانون اصلاح تربيت...

علی

عمرا اگه يارو بره دنبال بچه

الهه

ممنون از اينکه به وبلاگ جديدم سر زدی..معمولن وقتی می رن خونه ی جديد يک نفر کادو می برنشما هم موفق باشی...

هپی

سلام. مرسی از راهنمايی هات در مورد وبلاگم.از طرف خواهر نه برادر!

مژگان

ببخشين شما احيانا اون بچه نبودين؟

maryam

مثل اين که اون پدر هم از اين شرايط بدش نمی اومد!

فرهاد

کيشيسن واللا .وبلاگت عاليه.کلی خنديدم

فرهاد

همه مطالبتو پرينت کردم به دوستام نشون بدم.برو افتخار کن.