طرز تهيه يک فيلم هندی

مواد لازم:<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

فیلم آمریکایی: یک عدد

آمیتا باچان: 1 عدد

عناند بخشی: 1 عدد

بچه با شلوارک: 1 عدد (بیشتر از 25 کیلو نباشد)

دختر سیاه سوخته هندی: 1 عدد

آفتابه: 2 عدد

ملافه: به تعداد لازم

جعبه چوبی خالی: 6 عدد

قطار: 1 عدد (با 40 واگن)

جنگل: 1 عدد

گروه رقص و آواز: 1 عدد

هنر پیشه سیاهی لشکر: 3 عدد

شصت تیر M40 و برنو: هر کدام 1 عدد

کوزه و گلدان سفالی: 5 عدد

دوربین فیلم برداری: 1 عدد

 

طرز تهیه:

در ابتدا فیلم آمریکایی را چند بار میبینیم و اگر خوب بود همان صحنه ها را بازی می کنیم. اگر خوب نبود بنا به صلاحدید خودمان تغییراتی اعمال میکنیم.

سپس برای آغاز فیلم بچه را در وسط خیابان قرار میدهیم و با آفتابه روی سرش آب می ریزیم. در طرف دیگر عناند بخشی باید تا میتواند خواهر مادر بچه را بکشد. در اینجا باید هر چه بیشتر از صدای خنده عناند بخشی استفاده شود. کلوز آپ روی بینی بچه در حال گریه کردن فراموش نشود.

پس از اینکه حسابی بیچارگی بچه را در ماتحت بیننده فرو بردیم، یک زوم روی یک درخت جوان انجام میدهیم و سپس تصویر درخت جوان را با یک درخت پیر عوض میکنیم. لازم نیست از پانویس یا روایت برای اعلام جمله "20 سال بعد" استفاده کنیم. بیننده خودش شعور دارد.

در اینجا آمیتا باچان در نقش همان پسر در سن 25 سالگی و پدر خودش و پدر دوستش و برادر عناند بخشی و معلم مدرسه برادر خودش و چند نقش دیگر حضور دارد.

در ابتدا آمیتا باچان بعد از آوازی که اجرا میکند با دوستش که الاغش را آب میدهد در حال صحبت است. به دیالوگ ها توجه زیادی باید بشود. از به کار بردن مثل استقبال زیادی می شود. مثلا: "میدونی راجو؟ همونطور که ستاره ها تو آسمون میدرخشند، عناند هم مادر منو کشت ..." یا: "همونطور که موقع دوشیدن گاو، گوساله 2 ساله میرقصه، خواهر من هم جلوی چشمام جون داد." نگران صدای آمیتا باچان هم نباشید. فیلم اگه پاش به ایران برسه آقای خسروشاهی دوبلور آمیتا باچان میشه که مردم یاد آلن دلون بیفتند.

در ادامه باید دختر رو وارد صحنه بکنیم. ابتدا تعدادی ملافه و رو تختی از رنگ های مختلف رو دور بدن دختر میپیچونیم به طوری که تحت هر شرایطی ناف دختر دیده بشه. کلا ناف جزو بدن محسوب نمیشه. دختر که مسلمانه وقتی از قطار پیاده میشه باید تا آمیتا باچان رو میبینه یکی از ملافه هاش رو روی سرش بکشه، ولی ناف باید همچنان هویدا باشه. کلا دیده شدن ناف نه تنها گناه نیست، بلکه مستحب و حتی واجب هم هست. ضمنا تو هندوستان از همه جا به همه جا با قطار میرن.

بلافاصله از پشت درخت ها گروه رقص و آوازمون باید بیان توی صحنه و شروع به آواز خوندن بکنن. ترتیب رقص هم اینجوریه که دختر ها یه طرف و پسر ها طرف دیگه می ایستند. آمیت جلوی پسر ها و دختره هم جلوی دختر ها. بعد شروع به حرکاتی میکنن که طبق نظر طراح رقص هر کدوم معنای بخصوصی داره. مثلا پسره مچ دستش رو روی دهنش میزاره. یعنی مثلا حرف اضافی بزنی کف گرگی رو میرم تو دهنت. یا دختره دو دستش رو روی باسنش میزاره و آرنج هاشو تکون میده. اینم یعنی اگه بخوای منو بگیری، بابام میاد و ... اینجاش سانسور تربیتی میشه.

یادتون نره، یک بیننده فیلم هندی میتونه داستان تکراری 100 بار دیده رو تحمل کنه، میتونه بازسازی یک فیلم درجه 3 آمریکایی رو هم تحمل کنه، ولی به هیچ وجه یک فیلم بدون رقص و آواز رو تحمل نمیکنه.

خلاصه بعد از کلی بزن و بکوب مشخص میشه که دختره دختر همون عناند بخشیه. بعد عناند بخشی که اصلا پیر نشده تو این 20 سال، آدم هاشو میفرسته تا بابای آمیت رو در بیارن.

در اینجا باید در یک محیط باز جعبه های خالی رو روی هم بچینیم و سیاهی لشکر ها یکی یکی بیان و بپرن روی جعبه ها. بعد از اونور بلند میشن و میرن دوباره میان میپرن. اینجوری یه صحنه اکشن توپ ساخته میشه. فقط باید دقت کنیم که آمیت همه ضربه هارو با پشت دست وارد کنه. چون با توی دست که ضربه نمیزنن.

به این ترتیب آمیت لت و پار کنان باید پیش بره تا برسه به دفتر کار عناند بخشی که معلوم نیست چی کار میکنه تو اون دفتر. آمیت اینجا شروع میکنه به کتک زدن. کتک زدن هم به این ترتیبه که لاجرم عناند باید سر پا باشه تا بتونه پشت دستی بخوره. بعد از هر پشت دستی که میخوره، میفته زمین و آمیت کمکش میکنه که بلند شه و سر پا بایسته و بعد پشت دستی بعدی رو بخوره.

بعد یه هو عناند میپره پشت یک تیربار M40 که اونم معلوم نیست تو دفتر کار به چه دردی میخوره. شروع میکنه به شلیک کردن و انقدر تیر در میکنه که دیوار های دفتر سوراخ سوراخ میشن. صحنه شکسته شدن کوزه و گلدان های سفالی در اثر برخورد تیر فراموش نشه. بعد آمیت که هیچیش نشده یه تفنگ برنو ور میداره و تنها تیری که توی جیبش داره رو میزاره توی اسلحه و شلیک میکنه به طرف عناند. تیر توی شکم عناند میخوره و 10 دقیقه بعدی اختصاص داره به تلو تلو خوردن عناند و جون دادنش به طرز فجیع.

اینجا باید 3 تا مساله مورد توجه قرار بگیره. اولا توی هندوستان هر تیری به هر اسلحه ای میخوره. اینم از فراست کارخانجات اسلحه سازی هندوستانه که همه محصولاتشون با همدیگه سازگاری داره. دوم اینکه در 40 ثانیه ای که طول میکشه تا آمیت فشنگ رو جاگذاری کنه، عناند نباید حرکت تهاجمی انجام بده. میتونه وحشت زده به آمیت خیره بشه یا اینکه سعی کنه در اتاق رو باز کنه. اونم مشخصه که باز نمیشه. سوم هم اینکه تیری که شلیک میشه، اگر از طرف عناند به آمیت باشه، باید به بازوش بخوره. اگر از طرف آمیت به عناند باشه باید قائم وسط شکمش بخوره. جای دیگه راه نداره.

پس از کشته شدن عناند پلیس ها با اون لباس خاکی و اضافه وزن همه گیرشون و سبیل های قیطانی باید سر برسند و حاشا که آمیت رو دستگیرش کنند ... بلکه تشویقش هم میکنن که نوع بشر رو از شر چنین بلیتی حفظ کرد. بعد آمیت هم دختره رو در آغوش میکشه و دختره هم ازش تشکر میکنه که بابای نامردشو به قتل رسونده و میرن پی کارشون.

به این ترتیب یک شاهکار دیگر به مجموعه بالیوود اضافه میشه. ساختن این فیلم هم زیاد طول نمیکشه، نهایت 4 روز.

فکر کردین شش هزار سینمایی که فقط توی شهر دهلی فعالیت میکنن از کجا نون در میارن ؟!

 

/ 29 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ترنم

خوب خدا رو شکر که باز شروع کردی به نوشتن... در ضمن يه اهنگ هم به غز غز بده که واقعا به خواننده هاش لطف کردی و در واقع يه کار خدا پسندانه انجام دادی.

ترنم

ميدونی من غير از فيلم ويجی که زمان جنگ پخشش کرد و يه فيلم ديگه که باز همون موقعها پخش کرد و من خيلی بچه بودم و اسمهاشون هم يادم نيست هيچ فيلم هندی رو تا آخر نديدم چون اصولا نمی تونم دو ساعت چرت و پرت تحمل کنم... حالا يه زمانی در مورد فيلم هندی می نويسم.. اونجا بيا بخون

شتابناک

سلام دوست خوبم .. ممنون که منو هنوز با همه بی معرفتی ام تحویل می گیری .. راستی نگفتی .. جایزه چی می خوای .. یه بسته سی دی 4 تایی گرفتم ... موسیقی فیلم .. می خوای به یکی از دوستام بگم برات بفرسته ؟

غزال

خيلی باحال بود خوب شد اومديا

تايماز :: جشن تولد پرشين بلاگ ::

با سلام و خسته نباشيد . در چهارمين سالگرد جشن تولد پرشين بلاگ ، تصميم داريم تا از وبلاگ نويسان فعال سايت در اين جشن دعوت نماييم . لذا از شما در خواست مي شود تا با ثبت نام در وبلاگ جشن تولد پرشين بلاگ در اين جشن حضور داشته باشيد . ضمناً در صورت امکان با قرار دادن لوگوي جشن تولد در وبلاگ خود ما را در برگزاري اين جشن باشکوه ياري نماييد

سهيل

خيلي با حال بود مثل بازي مالاگاسكار كركر خنده بود

ديانا

سلام.

ديانا

سلام